شمس سراج عفيف

309

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

بيشمار براي فرود آوردن آن منارهء نامدار فرمايش كرده - آن مقدار قصبات و قريات كه در حواليء مناره بودند از ميان دو آب و غير دو آب هر همه را جمع آورده - و خلائق لشكر از طائفهء احرار و بندگان حلال‌خوار از قسم سوار و پيادگان جرار گرد آمدند - اسبابهاي گوناگون و ادواتها از گفتار بيرون گرد كرده - و براي بستن نوالها محلوج درخت سينبل آورد - و ازان محلوج نوالها بسته در تكيه‌گاه « 2 » مناره براي آن داشته كه چون مناره بوقت كافتن بنياد خم خورد و در زمين افتد چون منارهء سنگين است نبايد كه از غايت زور بشكند - المقصود چون بيخ مناره كافتند منارهء مذكور خم خورده بران نوالهاي متكا افتاد - بعده آهسته‌آهسته يكان‌يكان نواله از زير مناره بيرون آوردند - چنانچه بعد چند روز از كرم الله و اقبال شاه منارهء مذكور هموار در زمين غلطيد چون در بيخ مناره تفحص كردند يك سنگ بزرگ چهارگوشى فرود مناره بجاي كهنبي بود آن را نيز بيرون آوردند - و منارهء مذكور بالاي آن كهنبى بود - المقصود مناره را با پركالهاي نيء نيزه و با پوست خام از سر تا پايان پيچيدند - تا آفت به دو نرسد - بعده گردون مرتب كردند با چهل « 3 » و دو پايه - و در هرپايه طنابها بستند - و چندين هزار آدمي

--> ( 2 ن ) در تكيه‌گاه مناره داشته بيچ مناره از بنياد كافته و نوالهاي محلوج در تكيه‌گاه مناره براي آن داشت كه چون الخ * ( 3 ن ) با چهل و دو پايه كه در عرف آن را الرهسه گويند گويند منارهء مذكور بمشقت بسيار و محنت بىشمار بالاي آن گردون داشتند *